تبليغاتX
شب‏نوشته‏ها - وزیـــرکــشــی/ قسمت دوم
حریفا رو چراغ باده را بفروز / شب با روز یکسان است

وزیـــرکــشــی/ قسمت دوم

 

غزنویان را می توان اولین سلسله ای دانست که بعد از ساسانیان ، قسمت وسیعی از ایران را تحت تسلط خود درآوردند . در رأس امور کشوری غزنویان ابتدا شاه و پس از وی وزیر قرار داشت ، در دوره سی ساله محمود غزنوی ، سه وزیر به قدرت رسیدند . ابوالعباس فضل بن احمد اسفراینی ، احمد بن حسن میمندی و ابوعلی حسن محمد میکال معروف به حسنک وزیر سه وزیر دوران محمود بودند . اداره های مختلف دولتی مانند سامانیان ترتیب داده شده بود و به دیوان های مختلفی تقسیم می شد .

در سال ۱۳۰۸ میلادی دولت سلجوقیان تاسیس یافت . سلجوقیان طایفه ای بودند از ترکمانان غز و خزر که در دوره سامانی در دشت های خوارزم و سواحل دریای خزر و در آن سوی جیحون ساکن بودند . سلاطین سلجوقی موفق شدند امپراطوری وسیعی برای خود دست و پا سازند ، اما برای اداره این متصرفات مانند اعراب تجربه لازم را نداشتند و مجبور شدند تا از مأموران ایرانی یاری بجویند . این مأموران که از اعیان و اشراف ایرانی بودند به یاری آنان آمدند . از طرفی چون سران نظامی غز دارای تمایلات گریز از مرکز بودند ؛ شاهان سلجوقی برای مهار این نیروها چاره را در کمک گرفتن از ایرانی ها می دیدند . از جمله این  افراد ابوعلی حسن طوسی معروف به خواجه نظام الملک بود . وی ابتدا وزیر آلب ارسلان و پس از آن وزیر ملکشاه سلجوقی شد . خواجه طرفدار سیاست مرکزیت طلبی بود اما این سیاست به مذاق اعیان نظامی غز خوش نمی آمد و از این رو بنای مخالفت با او را گذاشتند تا اینکه ملکشاه او را برکنار نمود و به جای وی تاج الملک قمی را بر مسند وزارت نشاند . سیاست مرکزیت طلبی خواجه نظام الملک مخالف جریان طبیعی تکامل فئودالیسم بود و در نتیجه تلاش های او با شکست مواجه شد . این سیاست ، سیاستی بود که توسط برخی وزرا و مأموران عالی مقام کشوری در دوره خوارزمشاهیان ، مغولان و تیموریان هم پی گرفته شد ، لیکن آنان نیز همچون خواجه نظام الملک با ناکامی مواجه شدند . از دیگر وزرای معروف دوره سلاجقه می توان از عزالملک حسین و عمیدالملک کندری نام برد .

پس از سلاجقه ، خوارزمشاهیان با همان الگوهای اداری غزنویان و سلجوقیان به مدت ۱۳۸ سال و تا حمله مغولان حکومت نمودند . نظام الملک محمدبن بهاءالدین مسعود هروی و ناصرالدین محمد صالح که به دست مغولان کشته شد از جمله وزرای معروف این دوره اند .

خوارزمشاهیان در مقابل مغولان تاب نیاوردند و متصرفات آنان به دست مغولان خونخوار فتح شد . این بار سراسر ایران به دست حکمرانان بی رحم و قسي القلبی که از اعماق آسیای مرکزی برخاسته بودند افتاد . پس از جنگ و گریزهای پراکنده که از سال ۱۲۲۰ میلادی جریان داشت ؛ عاقبت در سال ۱۲۵۸ میلادی هولاکو خان ، نوه چنگیزخان رسماً دولت خویش را تأسیس نمود و شمس الدین محمد جوینی را به عنوان وزیر برگزید . در این دوره قدرت فئودالی بین اعیان لشگری چادرنشین مغول ، مأموران کشوری که اکثراً ایرانی بودند ، روحانیان عالی مقام و اعیان محلی ایرانی که با دولت مرکزی ارتباطی نداشتند توزیع شده بود .

در این دوران وظایف وزیر که آن را صاحب‌دیوان می خواندند عبارت بود از رسیدگی به امور خزانه ، وصول مالیات ، تنظیم حساب های مالیاتی ، تنظیم بودجه ، نظارت بر صرف بودجه ، عزل و نصب کارمندان ، رسیدگی به امور پیشه وران و نظارت بر کلیه امور دفتری و اداری .

با ضعف دولت مرکزی مغولان ، فئودال های نظامی و چادرنشین قدرت گرفتند که جلایریان و چوپانیان از این گروه بودند . اینان نیز مدتی بر بخش هايی از ایران حکومت کردند و در کنار اینان ، دولت سربداران هم در خراسان صاحب قدرت بود . اما دیری نپایيد که یک تاتار به نام تیمور ایران را تصرف كرد و سلسله تیموریان را بنیاد نهاد .

سنت های اداری و ملک داری دوران مغولان کم و بیش در دوره تیموری نیز به همان سبک و سیاق اجرا می شد . از وزرای صاحب نفوذ و معروف این دوره می توان از بایسنقر وزیر سلطان شاهرخ و امیر علیشیر نوایی شاعر ازبک و وزیر میرزا حسین بایقرا نام برد .

بعد از تیموریان ، خاندان فئودال دیگری به نام صفویه به قدرت رسید . در این دوران نیز مانند دوره غزنوی ، سلاجقه و مغول ، سیاست مرکزیت طلبی در مقابل تمایلات گریز از مرکز قرار داشت . نمایندگان سیاست تمرکز ، شاه و مأموران کشوری بودند و در مقابل ایشان ، سران نظامی قزلباش قرار داشتند . بنابراین همواره شاه تمایل به تکیه نمودن به مأموران عالی مقام کشوری داشت و از این رهگذر این مأموران دارای اختیارات و نفوذ فراوانی شدند . علیرغم این تمایل درونی ، شاه نمی توانست نسبت به نظرات سران قزلباش نیز بی تفاوت باشد و این کمی کار را سخت و پیچیده می کرد . ادارات و مؤسسات دولتی کشور در این دوران گسترش فراوانی یافتند و چنان مشاغل گوناگون و متنوع دولتی و درباری به وجود آمد که نظیرش در هیچ یک از دولت های قبلی نبود . تمامی ادارات عریض و طویل به وجود آمده تحت نظارت وزیر اعظم که او را اعتمادالدوله خطاب می کردند اداره می شد . پس از شخص شاه ، وزیر اعظم اولین شخص محسوب می شد و رئیس کل ادارات دولتی بود . تعیین مأموران عالی رتبه نیز توسط وی انجام می گرفت ، اعتمادالدوله بر سیاست خارجی و همین طور تنظیم بودجه نظارت مستقیم داشت .

در این دولت نیز همچون دولت های پیشین ، اداره مالی از اهمیت ویژه ای برخوردار بود که ریاست آن را مستوفی الممالک می خواندند . رئیس دادگستری را دیوان بیگی می نامیدند . قوللرآغاسی لقب رئیس سواره نظام بود و اشیک آغاسی باشی حکم وزیر دربار را داشت . میرشکارچی باشی عهده دار مسئولیت شکارگاه های سلطنتی بود و در کنار این مناصب ، ده ها منصب دیگر نیز وجود داشت که همگی زیر نظر اعتمادالدوله بودند . در دستگاه صفوی یک مجلس هم وجود داشت که اعضای آن عبارت بودند از اعتمادالدوله ، مجلس نویس ، دیوان بیگی ، تفنگچی آغاسی ، قورچی باشی ، قوللرآغاسی ، مستوفی الممالک ، ناظر بیوتات ، اشیک آغاسی باشی و میرشکارچی باشی . ریاست این مجلس یا در واقع هيئت دولت به عهده اعتمادالدوله بود . در غیبت او مجلس نویس یا وقایع نگار به جای او می نشست . مجلس نویس مورخ دربار و رئیس بایگانی نیز بود . علیرغم وجود چنین سازمان عریض و طویلی در دستگاه صفوی و قدرت قابل توجه وزیر همچنان شاه حرف آخر را می زد . او دارای اختیارات نامحدود بود و می توانست هر مصوبه ای را رد یا قبول کند .

سازمان پیچاپیچ اداری صفویه در کنگره مغان و به وقت تاجگذاری نادر توسط وی نادیده گرفته شد . نادر در خیمه شب بازی مغان منصب وزارت را از میان برداشت و در طی حکومت خود برخلاف شاهان پیشین بیش از اینکه به سران کشوری تکیه کند به نظامیان و اشراف فئودال تکیه نمود و از همین رو دولت و سیستم اداری و سران این سازمان تضعیف شدند . نادر توانست بخش زیادی از امور دولتی را به عهده اعیان و اشراف فئودال نظامی بگذارد . فئودال ها به صورت بومی اداره امور ولایات مختلف را به عهده گرفتند . اما با همه این تفاسیر افراد کار کشته ای مانند مهدی خان استرآبادی که از باقیمانده های نظام صفوی بودند توانستند کلاهی نیز برای خود بدوزند . مهدی خان از خاصگان دربار نادر به شمار می رفت . او مدت ها به عنوان منشی مخصوص نادر و مورخ دربار خدمت نمود . نادر ابتدا با نادیده انگاشتن سازمان اداری به نوعی درصدد بود تا نیروهای به ارث مانده از دوره صفوی را منزوی کند . اما پس از مجری نمودن این تصمیم ، ساز و کار اداری به رشد خود ادامه داد و حتی در اواخر دوره نادری پیچ در پیچ تر شد .

پس از افشاریه در دوره زندیه باردیگر مقام صدارت احیا شد و محمد حسین خان فراهانی به عنوان وزیر کریم خان زند برگزیده شد و در دوره قاجار به خصوص در اواخر پادشاهی این سلسله ، ادارات و سازمان های دولتی با الگو گرفتن از نظام اداری غرب بازسازی شدند . از جمله کوشندگان در این راه حاجی میرزا حسین خان سپهسالار ، وزیر ناصرالدین شاه بود . احمد کسروی در مورد اقدامات او در جهت سروسامان دادن به اوضاع سازمان دولتی چنین می گوید :

« یکی از کارهای نیک او این بود که وزارتخانه ها و درباری به آئین اروپا پدید آورد . پیش از آن برخی وزارتخانه ها می بود ولی مرز و سامانی در میان نبوده و شاه و صدراعظم به همه کارها درآمدی و فرمان دادی . سپهسالار (میرزا حسین خان) چنین نهاد که یک صدراعظم و نه وزارتخانه برپا شود . بدین‌سان : وزارت داخله ، وزارت خارجه ، وزارت جنگ ، وزارت مالیات ، وزارت عدلیه ، وزارت علوم ، وزارت فوائد ، وزارت تجارت و زراعت ، وزارت دربار و کارها در میان این ها بخشیده شود . که هر وزارتخانه به کار خود بپردازد و در آن کارها جداسر و آزاد ، ولی در نزد صدراعظم پاسخ‌ده باشد . این وزارتخانه ها با اداره صدراعظمی (دربار اعظم) نامیده شود ، کارهای بزرگ کشوری با بودن صدراعظم در مجلس وزرا به گفتگو آید و هفته ای دو روز این مجلس برپا گردد. »

در این دوره یعنی دوره قاجار شاهد ظهور و سقوط وزرای بسیاری هستیم . به ویژه در مقطع انقلاب مشروطیت . در این دوره به دلیل جنبش عظیم مردمی و مبارزه آنان برای محدود نمودن قدرت شاه و دربار و نیز به وجودآمدن مجلس شورای ملی ، در اختیارات و نفوذ صدراعظم تغییراتی پدید آمد که این تحول جدا از تحول کلی در دستگاه دولتی نبود . ظهور و سقوط وزرا نیز دقیقاً در رابطه با توان آنان برای مقابله و مهار جنبش مشروطیت بود . در واقع بار اصلی مبارزه با مردم بر دوش وزرا بود . از این رو در این دوره خاص وزرا دارای قدرت فراوانی شدند . قدرتی که شاه برای مقابله با مردم به وزیر ارزانی می داشت . اما چنانچه صدراعظم موفق به مهار جنبش نمی شد محکوم به سقوط بود . البته با تشکیل مجلس بخشی از اختیارات صدراعظم نیز محدود شد و چند صباحی نظرات مردم نیز در تصمیم گیری ها مؤثر افتاد .

 

ادامه دارد...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت   توسط م. بیدار  |