|
حریفا رو چراغ باده را بفروز / شب با روز یکسان است
|
بنا به گفته استیون هاوکینگ یکی از احتمالات سفر در زمان وجود « سوراخ کرم(Wormhole) » است . او می نویسد :
« ... یک راه امکان پذیر بودن این رویداد ، سوراخ های کرم اند ( یعنی لوله هایی در فضا–زمان که نواحی متفاوت فضا-زمان را به هم می پیوندند ) ، البته اگر وجود داشته باشند . شما فضاپیمایتان را به یک دهانه سوراخ کرم می رانید و از دهانه دیگر در فضا و زمانی متفاوت بیرون می آیید ... سوراخ های کرم ، چنانچه وجود داشته باشند ، راه چاره محدودیت سرعت در فضا می باشند . ده ها هزارسال به درازا می کشد که فضا پیمایی با سرعت کمتر از سرعت نور از کهکشان گذر کند . اما می توان از میان یک سوراخ کرم گذر کرد و به آن سوی کهکشان سر زد و برای شام بازگشت . همچنین اگر سوراخ های کرم وجود داشته باشند می توان از آنها سود جست تا پیش از آغاز حرکت به مبدا بازگردیم . پس شاید به این فکر بیفتید که اصلاً برای جلوگیری از عزیمتتان ، موشک را در سکوی پرتاب منفجر کنید . این نگارش دیگری از پارادوکس پدر بزرگ است : اگر به گذشته بازگردید و پیش از تولد پدرتان ، پدر بزرگتان را بکشید ، چه خواهد شد ؟ »

برای دیدن تصویر بزرگتر کلیک کنید
با این تعاریف به نظر می رسد که در صورت وجود سوراخ کرم زمان حال به طور مرتب و مسلسل تکرار می شود . بنابراین ممکن است که هستی هر باره وارد دهانه کرمی شکلی شود و از آن خارج گردد ؛ بدون آنکه درک گذشته به ما دست دهد . البته ما با درک و منطق خود از زمان چنین تصوری را می پرورانیم . چنانچه شناخت معمول را که بسیار هم به آن می بالیم به کناری گذاریم ، می توانیم هستی را هر بار تکرار شده و تکرار شده فرض کنیم . وجود سوراخ های کرم بعید نیست همانگونه که اثر آن نیز محسوس نیست . شاید همین تکرار ، خاصیتی زایل ناشدنی به هستی بخشیده است . آنچنان که هستی هرباره پشت و رو شود بدون آنکه ذهن نقادی یا قوه تمیزی برای ثبت و درک آن وجود داشته باشد .
اما سوراخ کرم و آینده نیز بحث جالبی به دنبال خواهد داشت . اگر بگوییم که در تکرار ، آینده نیز می تواند گذشته باشد ؛ چه ؟ اگر همه عناصر و پدیده ها در زمان های خود تکرار شوند؛ آیا می توان از فواصل زمانی آینده ، حال و گذشته سخنی به میان آورد ؟ و یا اینها فقط تصور ما از زمان است ؟ اصولاً این قواعدی است که ما وضع کرده ایم .
آیا می توان گفت که کاینات بدون این ذهنیت و بدون انسان ( کنایه ای به اصل انسانی ) فارغ از زمان و فاقد گذشته ، حال و آینده است ؟