|
حریفا رو چراغ باده را بفروز / شب با روز یکسان است
|
در اینجا فقط به وبلاگ هایی پرداخته ام که دوستشان دارم و گاه گاهی به آنها سر می زنم ؛ اگر نه وبلاگ های دامبولی بسیاری وجود دارد که هر یک خود را وبلاگ موسیقی می دانند . از آنجا که این نوع به اصطلاح موسیقی ها را سروصدا و صوت می دانم ؛ هر گاه خواستم در خصوص انواع آلودگی ها ، فیزیک صوت و تأثیرات توپس توپس بر روح و روان بشریت بنگارم ، به طور قطع به آنها نیز خواهم پرداخت .
درضمن ممکن است وبلاگ های وزین دیگری در زمینه موسیقی وجود داشته باشند که بنده به دلیل عدم اطلاع از حضورشان ، یادی از آنها نکرده باشم . اطمینان داشته باشند که پس از کشف از خجالت ایشان در خواهم آمد .
• مواد لازم برای برقراری ارتباط با این متن:
▫ آشنایی قبلی با وبلاگ های نامبرده ، حداقل ده پست
▫ مطالعه بخش نظرات وبلاگ های نامبرده ، حداقل سی نظر اخیر▫ سعه صدر و روی خوش ، حداقل به مقدار حداکثر
از اینجا به بعد همه چیز شوخی است . به دل نگیرید ؛ اگر هم گرفتید نگه اش ندارید .
از آنجا که در کل سه-چهار میلیون وبلاگ فارسی موجود تنها وبلاگ اختصاصی همایون شجریان (سهند سلطاندوست) به وبلاگ "شب نوشته ها" لینکی اعطا فرموده که البته تاکنون عوضی دریافت نکرده ، ادب اقتضا می کند که بسیار مودبانه و با احتیاط از ایشان آغاز کنم. اگر دیدید که زیاد به پروپای ایشان نپیچیدم دو دلیل دارد : اول اینکه ایشان خیلی عصبانی است و دوم اینکه ممکن است نان ما را آجر نموده و آن یک لینک ناقابل را نیز حذف نمایند و به طور کل ما را از جهان سایبر محروم سازند . پس الهی به امید تو:
● سهند سلطاندوست (وبلاگ اختصاصی همایون شجریان)
دوستان گرامی به قدر کفایت خندیدیم ، شوخی موقوف ، به تنبک نوازی و همایون می پردازیم . ساکت ! اگر نه اوف می شوید . خانم مگر نگفتم اون بچه را ساکتش کن . می خواهیم کل دیوان حافظ را معنی کنیم و بعد می رویم سراغ سعدی و اگر وقت شد غزلیات شمس را دوره می کنیم و من کلمات و ترکیبات تازه را از شما می پرسم ، اگر بلد بودید که هیچ و اگر نه از دانلود خبری نیست . برام تعداد نظرات مهم نیست ، هر که بی ربط بگه حذف می کنم ، چرا مثل بچه ها قهر می کنی ؟! بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست ... تو که دختر خوبی بودی ، خب حالا خوب شد ، عذر خواستی ؟ همینو می خواستی ؟ حالا بشین .
دوستمان ، آقا رهرو یه چیزهایی فرستاده که شما می خوانید و من می رم دنبال کارم . ببینم کی بهتر میخونه و نظر میده . از حیران تر و هزاردستان هم بابت گرم کردن تنور نظرات سپاسگزارم ، بقیه یاد بگیرند که نظر دادن یعنی چه و چه جایگاهی در وبلاگ دارد . میلاد جان! با تو نبودم که حالا هی چاکرم نوکرم می کنی . با اون بودم که به جای اینکه مثل هزاردستان نظر بده هی میاد میگه من آپم ، من آپم ، صدبار گفتم ، بازم میگم ، نگید آپ ، بگید به روز کردم . مگه نمی بینید من برای شما وبلاگی درست کردم که توش حتی یک غلط املایی و انشایی نمی تونید پیدا کنید ، هر کی تونست پیدا کنه ، پسورد وبلاگمو می دم بهش تا یه دفعه صاحب رتبه سه گوگل بشه . در ضمن یکی از دوستام به نام بامداد فتوحی از امروز با ما مصاحبه می کنه و بعد از این نوشته هاشو مجبورید که بخونید .
( آقا سهند بسیار کوشا ، خوش سلیقه ، متکی به خود و البته زیاده اخمو )
دوستان ، من از سانسور کامنت متنفرم ، اما چه کنم که عاشق افزایش تیراژ نظراتم ، پس شما هم رعایت کنید و کم پر و پاچه همدیگر را بگیرید . امروز برای شما جسدی را در نظر گرفته ام که با هم به آن نگاه می کنیم و بعد شما تند و تند نظر دهید تا ما حال کنیم. اگر بچه های خوبی باشید می گم فرزاد حسنی براتون برقصه .
یه مطلب جدید براتون دارم که مال سال ۱۳۸۲ است ، همین سه سال پیش ، من اون موقع دو سال بود که از روی کتاب های استاد فریاد که صدای زنبورعسل رو با تار عینهو خود زنبور درآورده سه تار نوازی را فرا گرفته بودم . می خواهم در اینجا پرده از یک راز بزرگ که تا حالا کسی از اون مطلع نشده و روزنامه شرق هم در موردش ننوشته بردارم و اون راز ، جفای همزمان به استاد و موسیقی ایرانی است . می دانم که شما تا حالا فکر می کردید که استاد خیلی خوش خوشانش می شده و برای همین هی کنسرت نمی داده ولی حالا من با خبرهای داغی که دارم به شما حالی می کنم که نه این خبرها هم نیست . استاد حق داره که کنسرت نمی ده و از همین جا اعلام می کنیم که با توجه به اوضاع پیش آمده جدید که فقط بیست و هفت سال از آن می گذره حتی اگر استاد بخواهد کنسرت بگذاره ما نمی گذاریم .
استاد کجایی تا شوم من چاکرت / پالتوات پوشم کنم شانه سرت
دستکت بوسم ، بمالم پایکت / وقت خواب آید ، بروبم جایکت
ای فدای تو همه پست های من / ای به یادت نق نق و نق های من
دوستان این شعر را من درشب های تار با سه تار در آن سه سال بعدی که سه تار نوازی می کردم در وصف استاد می خوندم . حتماً متوجه شدید که با این سه سال و اون دو سال قبلی من پنج ساله که سه تار می زنم و خب معلومه که می تونم تشخیص بدم که استاد کیه ، هنر چیه ، لبنان کجاست ، وقت بوسه و غزل عاشقانه هست یا نیست و خیلی چیزهای دیگه .
( امیرخان بسیار زحمت کش ، نازک دل ، دوست داشتنی و البته اندکی بد سلیقه )
● پس از اتمام مطالعه مطلب ، سری به بخش نظرات وبلاگ دل آواز می زنیم :
(اگر اشتباهات املایی یا انشایی در نظرات می بینید مربوط به نظردهندگان است و به ما ارتباطی ندارد.)
▫ نظر اول:
ن . د . ا - ح . ب . ی . ب . ی (از تو قفس) | زمان ارسال : دو دقیقه مانده به ارسال پست امیر خان
متن نظر:
مثل همواره عالی ، واقعاً ، واقعاً ، تیش پیش ، اه او
راستی قفس منم آپ شد ، صر بزنی خوشهال می شم ، اصلاً میام اینجا که آدرس وبم رو بذارم و اگرنه بیکار نیستم که هر دقیقه برات کامنت بذارم .
یا میای ، یا شترق
▫ نظر دوم:
محمد (ناشناس از پشت پرده) | زمان ارسال : به محض ارسال پست
متن نظر:
خیلی خوب نوشتی ، پوزه اش اومد پایین . می دونم که با چه زحمتی این خبرو گیر آوردی
▫ نظر سوم :
فرزانه (پریوش ، پرنیان ، پریزاد ، پریناز ، ...) | زمان ارسال : دم دمای صبح
متن نظر:
چه خوب کاری کردید تو مطلبتون اسمی از ناظری نیاوردید و بهتون تبریک میگم که اسم استاد رو قبل از موسیقی ملی آوردید ، راستش موسیقی که بی استاد موسیقی نیست .
▫ نظر چهارم
میوز (از طویله) | زمان ارسال : وقتی امیرخان تأیید رو برداشته
متن نظر:
استاد کیه ... من عر... دم بنیام ... گرم ... مادر .......... من... رف... دومب...
امیر / دل آواز در پاسخ به نظرات فوقانی | زمان ارسال : دم دمای پست بعدی و آخرین نظر
متن نظر:
نون دال الف عزیزم تو بیا ، من میام
محمد جان ، تو مرتب مرا شرمنده می کنی ، مثل شما کم پیدا می شوند که قدر کار خوب را بدانند . همیشه منتظرت هستم . (در ضمن خیلی هم تابلو نکن ، بقیه شک می کنند که نکنه محمد خود من هستم)
فرزانه (پر... پر... پر... پر) عزیزم ، از نظرت لذت بردم ، چیزهای زیادی یاد گرفتم ، درست گفتی موسیقی بی استاد نمی تواند به حیات خود برود . اما دوست خیلی عزیزم آیا همه باید مثل شما باشند که با شما فکر را بخورند . این انتقاد کوچک مهمی بود از یک دوست که دشمنش سه تارش است . باز هم اینجا بیا و به ما بگو که استاد کیست و موسیقی ، کیلویی چند است؟!
ای میوز ، اگر می خواهی فحش دهی اینجا را نخوان ولی نظرت را بگذار ، این دفعه نظرت را حذف نمی کنم تا همه بدانند که تو چقدر بی ادب و بی پدر و مادر و بی شعور و نفهم و الاغ هستی (حیف که این جا خانم ها هم رفت و آمد دارند و اگرنه م. ........)
● عطا نویدی (وبلاگ همنوا با سوز نی)
این وبلاگ بازتاب افکار و نوشته های شخصی "عطا نویدی" است . این را همین اول گفتیم که شما فکر نکنید اینها بازتاب افکار شخص دیگری است . برای تأیید موکد و دو قبضه نمودن این گفته وبلاگ را مزین به تمثال بی مثال خویش نمودیم که در آن سواد و دانش و هنر و موسیقی از پشت سر ما معلوم است ، تازه مجله ای هم در دست گرفته ایم که بدانند که ما مادرزاد ژورنالیست بوده و از ژورنال خوشمان می آید . البته مجله را نمی خوانیم ، به دستور عکاسباشی که خودمان باشیم (آخر ، عکس را با سه پایه از خودمان انداخته ایم و چقدر هم عذاب کشیدیم) باری ، می فرمودیم که به فرمان عکاسباشی چشم به لنز دوربین دوختیم که نکند بینندگان از رویت چشمان زیبای ما محروم بمانند . صد حیف و هزار افسوس که این قالب بلاگفا توانایی نمایش عکس بزرگتری را از ما ندارد . و الّا می دادیم یکی از آن تصاویر زیبایمان را که در آن شبکیه و مایع زجاجیه چشممان به نیکی هویداست بر سر در وبلاگ بکوبند . مایه بسی خسران است که از هارمونی ، هماهنگی ، همرنگی و تناسب فکل (کراوات) و کاکلمان با صندلی دست چپمان هیچ نگوییم . عجالتاً با این عکس مشغول باشید تا بعد .
● شش سال بعد از دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی عطا نویدی باز می گردد و اینک پست جدید :
دوستان ، پس از شش سال و اندی دوباره به روز شدم . زنبیل رو وردار و بیا . امروز می خواهم تمامی موارد نامربوط به موسیقی را به گونه ای با موسیقی مرتبط کنم ، "خوب نیگاه کن" فوتبالیست ها می روند وسط سالن مد تا در سایت ها و وبلاگ های مستهجن رتبه اول تا سوم را در جهان به دست آوریم تا بلکه از این طریق فاتحه موسیقی سنتی امان خوانده شود . همه می گویند از این حرفها نزن ، ولی چه می شود کرد ، در دروازه را می شه بست آما...
امروز مطلبی دارم به نام استاد ، مردی که همیشه می خندد :
آن مرد شصت و پنج ساله است ، آن مرد می خندد ، آن مرد آمد ، آن مرد با اسب آمد . وقتی همه می گریند و حتی من هم می گریم ، او هر هر می خندد . زلزله می آید ، می خندد . آسمان غرنبه می شود ، می خندد ، او از این جهت اسطوره شد مثل حافظ ، سعدی و ابو شکور بلخی .
مطلب دیگری با این عنوان تقدیم می شود :
تا کی فرصت داریم ؟ / + پوستر استاد
(اغلاط املایی مربوط به اصل نوشته است و ارتباطی به "شب نوشته ها" ندارد ، باور نمی کنید اینجا رو کلیک کنید.)
امروز بیکار بودم گفتم فکر کنم ببینم (درین) وضعیت موسیقی وظیفه اساتید و موسیقی دانان چیست ؟
پس هی فکر کردم ، از دوستام هم پرسیدم و به امیر دل آواز هم زنگ زدم و بهش گفتم حالا لینک ما رو دودر می کنی ، یادت رفته می آمدی موس موس می کردی یه لینک بهت بدم . حالا بگو ببینم وظیفه اساتید به خصوص این دو قله آواز چیست ؟ او به من توضیح داد که در مورد لینک اشتباه کرده ام و من خود را به کوچه علی چپ زدم و گفتم "بی خیال" ، "دارمت" بعد احساس کردم این کلمات با کراواتم همخوانی ندارند و زود گوشی را قطع کردم . سپس به کتاب های پشت سرم که توی عکس می بینید مراجعه کردم ، در آنجا حرف های خوب خوبی زده شده بود که من از عصاره ، چکیده ، فشرده و آبلمبو شده اون این نتایج را گرفتم :
نقد این دو قله موسیقی از نظر علمی ، کار من (نیست ام) اما از نظر الابختکی و همینطوری بحثی است واجب.
اساتید ما شصت-هفتاد سالی سن دارند و فرصت ها را از دست داده اند و حالا باید قول دهند که تا ده سال آینده که هشتاد ساله می شوند تمام فرصت های از دست رفته را بازچنگ آوری کنند . حالا اینم پوستر استاد در حال لبخند ، کاری از دوست شرمنده کننده ام که امیدوارم فوق لیسانس شود .
امروز زیاد نوشتیم ، حالمان خراب شد . ادامه مطلب شش سال دیگر ......
( عطا نویدی بسیار خوش پوش ، دلسوز ، مبادی آداب و البته اندکی بد سبیل )
● فریدون کاظمی (موسیقی نواحی ایران)
خیز و موسیقار زن در غار ، دوستان این وبلاگ از دوره "مزوزوئیک" آغاز شده و به صورت آزمایشی به کار خود ادامه می دهد و پس از اتمام آزمایشات مربوط به شبیه سازی در دانشگاه پرینستون و ازدواج یک زوج شبیه سازی شده و مشروط به زایمان موفق زوجین ، به حالت دایمی در خواهد آمد .
سال ۲۸۹۸ : هنوز در حال آزمایش هستیم چیزی نمانده تمام شه ... ها ها ... آهان تموم شد پس خیز و موسیقار زن در معرفت.
در این پست به تقسیم بندی موسیقی کوچ و کوچندگان پرداخته ام . واضح است که ما سی ، چهل نوع موسیقی کوچ داریم که من چندتا را برایتان نام می برم . موسیقی کوچندگان ، موسیقی کوچ شوندگان ، موسیقی کوچ کنندگان ، موسیقی کسانی که از داخل کوچ می کنند ، موسیقی کسانی که از خارج کوچ می کنند ، موسیقی کسانی که کوچ نمی کنند ، موسیقی کسانی که دوست دارند کوچ کنند ، موسیقی کوچه بازاری و موسیقی کوچه به کوچه و در نهایت موسیقی کوچه تنگه ، بله ، عروس قشنگه از جمله موسیقی های رایج نزد اقوام مختلف است .
( فریدون کاظمی "می جان جانانی" ، "چوبم بخوردی" ، "اقرار نکودی" ، که رشتی ایسی ، خوای بیگی رشتی نیسی ، اتوی اتوی ، که را واسی ، آه ه ه آهان ، آه ه ه آهان – با پوزش از آقای پوررضا )
در این وبلاگ به سبک دوغ و دوشاب و به شیوه آش آلویی از هر که یه زمانی خوانده و می خواند و می خواهد بخواند و یا اینکه احتمال دارد بخواند ، سخن می رانیم . استاد شجریان ، استاد ناظری ، استاد گلپایگانی ، استاد رشیدی ، استاد اصفهانی ، استاد افتخاری ، استاد ایرج ، استاد مهوش ، استاد غلوش ، استاد بنیامین و صدالبته استاد مهران مدیری (که جانم به فدای او) و هر که "دویچه وله" با آن مصاحبه کند و کتاب ، مقاله و مطلبی در مورد آن وجود داشته باشد ، جایگاه ویژه ای در این وبلاگ خواهد داشت . در ضمن یک نظرسنجی از دوران پارینه سنگی در نظر گرفته ام که هر چه فکر کنید ، در آن به نتیجه ای نخواهید رسید . این نظرسنجی عصاره ای است از تمام سوالات کنکور از ابتدای سال هزار و نهصد و شیپورشاه تا دوران معاصر . تازه نظرسنجی های دیگری را نیز در نظر گرفته ام که پس از این مطرح خواهم کرد . در آن نظرسنجی ها از شما می پرسم که : دسته تار کدام استاد خوش رنگ تر است ؟ و یا می پرسم که : با نام کدام استاد بیشتر حال می کنید ؟ و یا اینکه : با کمانچه بهتر می توان کمانچه زد یا با ویولن ؟
امروز چند کیلو آهنگ و کلیپ برایتان گذاشته ام که بروید دانلود کنید ، ویژه علاقمندان دو آتشه موسیقی اصیل که زورشان می آید پول بالای آثار هنرمندان مورد علاقه اشان بدهند . اصلاً چه معنا دارد که اثر هنری خرید و فروش شود ، مگر هنر و موسیقی خریدنی است ؟! موسیقی را باید گوش کرد ، آن هم از نوع گوش جان . خب ، پس از دانلود موسیقی بیایید این مطلب دراز را که تازگی از روی یکی از معتبرترین کتاب های موسیقی برای شما ، پاک و پاکیزه تایپ کرده ام بخوانید . شاید یه چیزی از موسیقی فهمیدید .
( علیرضا خان تحریر ، پرکار ، کم ادعا ، بی سروصدا و البته اندکی مولتی علاقه )
● عشق شجریان (وبلاگ اشک مهتاب)
به حرمت اشک مهتاب ، آرش کمانگیر و سیاوش کسرایی هیچ نمی گویم .
بررسی سایر وبلاگ ها در قسمت بعد
پایان قسمت اول